تبليغاتX

عشق

بگذارنامت راتکرارکنم نازنین..

ای سرچشمه ی محبت٬ ای عشق واقعی چگونه ستایشت کنم که قلبت ازمحبت بی نیلز است؟

چگونه ببوسمت وقتی که عشقت دروجودم جاری می شود وتو نیستی؟

بگذارنامت راتکرارکنم  نازنین... نازنین...  نازنین...  نازنین... نازنین...نازنین...   .نامت زیباست ودلنشین چه داشته ای که اینگونه مراطلسم کردی٬

من اینگونه نبودم توعشق رابامن آشنا کردی توهوای دلم راباطراوت کردی.

زمانیکه باتوهستم به آسمان٬ به بیکران پروازمی کنم پس بدان دوستت دارم گرچه پایان راه

ناپیداست نازنینم.

     توبه دادمن رسیدی وقت تنهاییمو دیدی /تونذاشتی برم ازدست مگه چیزیم هنوز هست

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 18:53 توسط nazanin

مرگ آن است

مرگ آن نيست که در قبر سياه دفن شوم

 

مرگ آن است که از خاطر تو

 

با همه ي خاطره ها محو شوم

 

 

وقتي برگ هاي پاييز رو زير پات له مي كني

 

يادت باشه روزي بهت نفس هديه مي كردن

 

 

نوشته شده در یکشنبه نوزدهم آبان 1387ساعت 18:39 توسط nazanin

از دلی ریشه در عمق جان داشت نازنین...
هر جا که دیدی عاشقی نازنین
شکوه از یار خود بر زبان داشت نازنین
هرجا شنیدی ناله ای نازنین
از دلی ریشه در عمق جان داشت نازنین
از عشق او خواندی نازنین

هر دم اشک افشاندی نازنین  
بر او تنها میشدی تسلا
گاهی با آوازت
با بال پروازت
یارش بودی تا به اوج رویا
جان نازنین
بشنو از من نازنین
زندگی شادی و غصه دارد نازنین
روج و جانش
غم نبیند نازنین
بر خدا هر که دل میسپارد
در دوران پیری
ایام دلگیری
می خوام باشی
تو عصای دستم نازنین
من موجم تو دریا نازنین
من خاک ام تو صحرا نازنین
هر جا باشی نازنین
در بر تو هستم نازنین
کاش چون تو بخوانم ترانه نازنین

ای خدا حاجتش را بر آور
چون تو نامی شوم در زمانه
این بود لطف داور نازنین
 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم تیر 1387ساعت 4:16 توسط nazanin

چقدر سخته.....

چقدر سخته.....

خیلی سخته....روزای بی  تونازنین....خیلی

سلام به گل یاسم

سلام به نگاه

سلام به صداقت

سلام به رفاقت

سلام به محبت

سلام به شقاوت

سلام به گرمی صدات

سلام به نگاهت

سلام به سلامت

سلام به عاشقی

سلام به عشقبازی

سلام به مجنون

سلام به لیلی

سلام چشمات

سلام به بازی سرنوشت

سلام به دلتنگی

سلام به ایثار

سلام به گذشت

سلام به گریه

سلام به سرنوشت سیاه

سلام به حسرت

سلام بغض های شبونه

سلام به جدایی

سلام به تنهایی

سلام به خاطره

سلام به دیونگی

سلام به هق هق

سلام به مرگ

خداحافظ زندگی


 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 20:31 توسط nazanin

تو هستی تو هستی...

یه شام تیره ام صبح سپیدی
طلوع تازه ای نور امیدی
تو مظهر وفایی
پر از مهری و لبریز از صفایی
صفایی صفایی

تو با سرشت پاکت
زبدخواهی و بد دلی جدایی
جدایی جدایی
یارا یارا یارا
مرا بیگانه هستی
تنها عشق پاکی
تو جاودانه هستی

رهایم کردی از رنج پشیمانی
همیشه منتظر هستم که میا یی
به فردا های بهتر دادی امیدم
که با شادی بود فردا تماشایی

برای من یگانه
تو هستی تو هستی

فروغ جاودانه
تو هستی تو هستی
 
<br/><a href="http://i28.tinypic.com/1zxbg5s.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:31 توسط nazanin

آهای شما که درد و غم ندارین....

آهای شما که درد و غم ندارین
پیش کسی قامت خم ندارین
سکه خوشبختی به نام شماس
غصه نان بیش و کم ندارین
بچه های خیابونی
بی تابن از سرگردونی
مهاجرای شب زده
کجا برن به مهمونی
چیکار کنن زمستونی

زندگی با همه خوبیش
واسه شون دنیایی زشته
نمی دونم دست تقدیر
واسه اونا چی نوشته
یکی خوابه یکی بیدار
یکی سالم یکی بیمار
یکیشون تنش روخاکه
یکیشون سرش رو خشته
بچه های خیابونی
بی تابن از سرگردونی
مهاجرای شب زده
کجا برن به مهمونی
چیکار کنن زمستونی
آه ای خدا که اسم تو تنها دوای درده
کی میشه این چرخ فلک به کامشون بگرده
گفتی منو صدا بزن تا برسم به دادت
ببین غم این آدما منو دیونه کرده

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 10:20 توسط nazanin

من با غصه همنشین هستم..

نبینمت غمگین باشی
با غصه همنشین باشی
دلم میخواد تو زندگی
گل باشی بهترین باشی
میخوام بگم یه کلمه
حرفی که توی دلمه
هم سختمه نگفتنش
هم گفتنش مشکلمه
میخوام بگم که تیر غم
سوی دلم کمونه زد
واژه ع ش ق
روی لبام جوونه زد

عزیز من من تو زندگی
عشقه که گنج آدمه
این زندگی بدون عشق
مثل یه خواب در همه
اما هوس یه آتیشه
با آتیش بازی نکن
هدر نده زندگیتو
خونه بر اندازی نکن

به سوی عشق ابدی
مرغ دلم پر میزنه
فرشته ی اقبال من
انگار داره در میزنه
عشقی که در دل منه
یه هدیه خداییه
نشونه ای از زندگی
با یک جهان زیبائیه
<br/><a href="http://i31.tinypic.com/mc8cv9.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
 

نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 22:50 توسط nazanin

میگفتی داری از چشام میافتی...
                     <br/><a href="http://i29.tinypic.com/2yp0vuo.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>

گرفته زیر بارون
تو کوچه تو خیابون
یادم میاد میگفتی
داری از چشام می افتی

از همون لحظه
که گفتی من شدم دیونه
تکو تنها توی خونه
من شدم رونه
تو از این دنیا
چی کم داشتی منو سوزوندی
اول عاشقی مارو
ته خط رسوندی
هالا همه چی تموم شد
دنیا زیر ورو شد
یادم میاد
میگفتی داری از چشام میافتی

نذار اون ابرای تیره
جلو چشماتو بگیرن
تو نذار زندون قلبم
رنگ تاریکی بگیره
چشمای منتظر من <br/><a href="http://i32.tinypic.com/i3b76w.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
طاقت دوری نداره
میمونه منتظر تو
تاکه چشماتو ببینه 
<br/><a href="http://i26.tinypic.com/2el9y4g.jpg" target="_blank">View Raw Image</a>
 
                     
خدا خودت بهش بگو عاشقشم چون که.......

نوشته شده در جمعه سی و یکم خرداد 1387ساعت 7:22 توسط nazanin

اولین بار فقط با یک نامه....
   

اولین بار اولین یار
اولین دل دل دیدار
اولین تب اولین شب
سرفه های خشک سیگار

زنگ آخر زنگ غیبت
وقت خوب سینما بود
زنگ نورو زنگ سایه
امتحان بوسه ها بود

اولین بار اولین بار
آخرین فرصت ما بود
بهترین جای ترانه
بهترین جای صدا بود

كشف طعم بوسه ی تو
مثل کشف یخ و آتش
کشف بیمرگی و ایثار
کشف گستاخی آرش
اولین دروغ ساده
اولین شک ,بی اراده
وحشت سر رفتن از عشق
گریه های سر نداده

اولین نامه ی کوتاه
درشبی ساکت و سیاه
خطی از دلواپسیها
از من و تو تاخود ماه
اولین بغض حسادت
کنج دنج شب عادت
بستری از درد و از یاد
تا ضیافت, تا عیادت


 

نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 21:29 توسط nazanin

شمع خود سوزي چو من ...

شمع خود سوزي چو من در ميان انجمن
گاهي اگر آهي كشد دلها بسوزد

جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها

بشنو اي سنگ بیابان
بشنويد اي باد و باران

با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون

جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها

بشنو اي سنگ بیابان
بشنويد اي باد و باران

با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون

يك چنين آتش به جان
مصلحت باشد همان
با عشق خود تنها شود
تنها بسوزد

من يكي مجنون ديگر
در پي ليلاي خويشم
عاشق اين شور و حال عشق بي پرواي خويشم

تا به سويش ره سپارم
سر زمستي بر ندارم
من پريشان حال دل خوش
با همين دنياي خويشم
جاي آن دارد كه چندي هم ره صحرا بگيرم
سنگ خارا را گواه اين دل شيدا بگيرم

مو به مو دارم سخنها
نكته ها از انجمنها

بشنو اي سنگ بیابان
بشنويد اي باد و باران

با شما همرازم اكنون
با شما دمسازم اكنون
 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم خرداد 1387ساعت 21:14 توسط nazanin

درباره

سلام

بازم اومدم با یکی دیگه از شعرام. من اصلا ْ از انتقاداتون ناراحت نمیشم اتفاقا ْ خیلی هم خوشحالم که به فکر منید و درصدد پیشرفت من هستین.

بازم منتظر نظرای خوبتون هستم(هر کاری هم کنین نمیتونم منتظر نظراتون نباشم )

قربونتون:
نازنین

="border-collapse: collapse; font-family:Tahoma; font-size:8pt" width="100%" dir="rtl" id="table3">
پیوندهای روزانه

آرشیو پیوندهای روزانه

آرشیو
آرشیو تاریخی
هفته سوم آبان 1387
هفته چهارم تیر 1387
هفته سوم تیر 1387
هفته دوم تیر 1387
هفته چهارم خرداد 1387
هفته سوم خرداد 1387
هفته دوم خرداد 1387
هفته اوّل خرداد 1387
هفته چهارم اردیبهشت 1387
هفته سوم اردیبهشت 1387
هفته دوم اردیبهشت 1387
هفته اوّل اردیبهشت 1387
هفته چهارم فروردین 1387
هفته سوم فروردین 1387
هفته دوم فروردین 1387
هفته چهارم اسفند 1386
هفته سوم اسفند 1386
هفته دوم اسفند 1386
هفته اوّل اسفند 1386
هفته سوم بهمن 1386
هفته دوم بهمن 1386
هفته اوّل بهمن 1386

امکانات